محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

578

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

بر شبستان مغرب ، اساس اقامت انداخت و پادشاه شب [ 315 ] زنگى سلب در لباس عباسيان لواى شبگردى افراخت ، استادان آتشبار و سيمياكاران سبكدست شعبده‌ساز آغاز آتشبازى كرده آنچه از لوازم اين فن عجيب و نتيجهء فكر طرفه كاران اين شيوهء غريب تواند بود ، از موشكها و گلهاى هوائى و ماهتابى و زرچك آفتابى و چنار و انار و گل طاوس و گل خرگاهى و نرگس جادو و ماهتابى علم زرد و گل سوسن و ارغوانى و زر افشان و گل صد برگ و گل هفت رنگ و گل چرخى دولابى و هنگامه شكن و ناوك انداز و طشت زر و گل نيلوفر و آسمانيهاى علمدار و گل افشان و نرگس هفت رنگ و گل سمندر و غير ذلك ، تمامى را چنانچه دستور ارباب اين صنعت است بعرصهء « 1 » ظهور آوردند پس از آن چهار قلعه ، از چهار طرف ميدان ساخته بودند و بر هر قلعه موازى صد صورت به شكل مردان سپاهى از قزلباش و اوزبك همه با لباس ارغوانى و آل ، با يراق جنگ و جدال بر برجها و كنگره‌هاى « 2 » آن قلعه نصب كرده اول مرتبه چنان كه رسم و آداب اهل حرب و قتال باشد ايلچيان به قصد صلح و صلاح آمد و شد كردند و چون مهم صلح و صلاح صورت نيافت شروع در جنگ و جدال كرده صداى توپ و تفنگ بر اوج حصار نيلرنگ رفته آنچنان دودى و غبارى تيره و تار متصاعد گرديد كه چهرهء كواكب و انجم « 3 » را پوشيده و آسمانى ديگر از اين دود و غبار كه كوكبش شرار بود متكون گشت . بعد از آن اين قلعه را آتش زدند به زور دارد او « 4 » ؟ از جاى برآمده بر هوا رفت بمثابه‌اى كه نزديك بود كه قلعهء سيما بگون گردون با اختر برنگ خاكستر گردد و با وجود چندين مشعله و چراغ و شمعها و قنديلها كه بر اطراف ميدان افروخته بود ، هوا بمرتبه‌اى تيره شد و فضاى ميدان بطريقى تاريك گرديد كه هيچكس چيزى نديد . القصه تا بناى قلعه آسمان و ميدان زمين را معمار قضا طرح انداخته اين نوع صحبتى و

--> ( 1 ) - م : صنعت بعرصه . ( 2 ) - م : لنگرهاى ( 3 ) - د : آنجمع ( 4 ) - م : دار او ؟